ما بعنوان یک "ملت" هیچ تعریفی برای هویتمان نداریم. پرچم یکی از نشانههای هویت یک ملت است. اما در ایران یک عده معتقد به پرچم رسمی جمهوری اسلامی ایران هستند، یک عده هنوز پایبند پرچم و نشان شیر و خورشید هستند. همانها هم گاهی شیر نشسته روی پرچم دارند، گاهی شیر ایستاده. یک عده نمیخواهند وابسته به دولت یا اپوزیسیون باشند و تمام نشانها را از روی پرچم برداشتهاند. عدهای هم به خط لاتین روی پرچم "ایران" نوشتهاند. سرود ملیمان هم کم و بیش سرنوشت پرچممان را دارد.
از آن طرف عدهای از ما Farsi حرف میزنیم، دستهای Parsi و تعدادی Persian صحبت میکنیم. به تازگی زبانهای Western Farsi و Western Parsi و Western Persian هم به کلکسیونمان اضافه شدهاست. البته بعضی هموطنانمان هم به زبان Farsi vs Persian تکلم میکنند. به عبارتی در یک محفل بینالمللی، یک واژه مشخص برای زبانمان نداریم.
ما ملت استانداردی نیستیم. به تعداد وبلاگ نویسان و گزارشگران و نویسندگان و ویراستارانمان رسمالخط فارسی داریم. فاصله داریم، نیمفاصله داریم، سرهم مینویسیم، جدا مینویسیم. کلاً هر کدام ساز خودمان را میزنیم و توجیه خودمان را داریم.
"همه با یک نام و نشان، به تفاوت هر رنگ و زبان"؟
-زرشک!
4 نظرات:
m
هیچ راهی ندارم که بگم خوندمش و موافقم
ناچارم کامنت بذارم
:|
اینجوری که خیلی بهتره سارا!
;)
اشکال بزرگ ما در این هست که این چند-قومی بودن ملی رو جدی نمیگیریم. ایران از هزار قوم و زبان و فرهنگ به وجود اومده، و تنها راهی که میتونیم به هوید واحد دست پیدا کنیم این هست که تفاوتها رو پاس بداریم، و اگر با کسان از ملیت یا قومیت ایرانی حرف میزنیم، به طور واضح بیان کنیم که ما نماینده یک ایران واحد نیستیم، بلکه به گروهی از ایرانیها تعلق داریم ... خیلی از کشورها، که دولتهای فدرال و استانی دارند، با این مدل به خوبی کنار اومدن ... کاش دست اس مرکز-بازی برای ایران برداریم.
ارسال يک نظر